همه چیزمان به هم می آید

فرصت طلبی و بی وجدانی گروهی

دو خصلت نادرست در  میان ایرانیان ، امروز براحتی دیده می شود ؛ فرصت طلبی و بی وجدانی. این دو خصلت نادرست  از گذشته بوده است. ملتی که شوربختانه  با وعده آب و نان فریب می خورد ، ملتی که فریب مجانی شدن آب و برق و مسکن را می خورد ، فرصت طلب است.ملتی که بخاطر گرفتن سهم نفت پای صندوق به فلان کاندیدا رأی دهد ، فرصت طلب است.  در همه جای ایران می توان مردمی را دید که قصد دور زدن قانون را دارند. در مراکز قدرت گروه زیادی جمع شده اند که کاری بجز فرصت طلبی و کلاهبرداری ندارند. کافیست مرغی از درختی بیافتد، تا ایشان چون لاشخور بر تن آن مرغ چنگ افکنند.

اما چرا کار ما ایرانیان که ادعای تمدن و ادب مان گوش فلک را کور کرده است بدینجا رسیدیم؟. هنوز هم هستند گروهی از هم میهنان که بدنبال لقمه های چرب و آماده نیستند ولی از ابقلاب ۵۷ تا کنون بارها و بارها عامهّ مردم فریب کسانی که وعده های نان و آب مجانی داده اند را خورده اند. پس ما دو گروه فرصت طلب داریم، گروه اول مردم فریبانی که با فریب  دیگران قصد بدست آوردن طرفداری ایشان دارند. گروه دوم همان مردم فریب خورده هستند که بیهوده دست و پا می زنند تا شاید از این سفره ی دزدی ملا و گل آلود بودن آب ، لقمه نانی بدست آورند.

از ۲۶ دی ۱۳۵۷ وعده آب و نان جای آزادیخواهی را گرفت

پس از آنکه شاه پیام آزادی خواهی ملت ایران را شنید ، اشتباهی بزرگ کرد که به فرمان قدرتهای بزرگ ایران را ترک نمود. ملت ایران آب و نان داشتند. اقتصاد رو به ترقی بود و رشد اقتصادی دهه ۵۰ خورشیدی هرگز تکرار نشده است ولی مردم ایران دیگر مردم بدنبال آب و نان نبودند بلکه بدنبال آزادی بودند. شاه می خواست همچنان بروش قاجار ایرانیها را اداره کند. اما داستان اربابی شاه و رعیتی مردم با ایجاد طبقه ای نو پا و مدرن پایان یافته بود. شاه بسیار دیر به فکر بازگشت دموکراسی افتاد و ۲۶ دی ۱۳۵۷ با شتابزدگی شاپور بختیار که انسانی خوشنام و آزاده بود و سالها طعم زندان را چشیده بود به نخست وزیری برگزید. شاپور بختیار هرگز از طرف شاه  و اطرافیانش حمایت نشد و شاید اشتباه بختیار هم دعوت به خروج شاه بود، هر چند مطابق اسناد، شاه این تصمیم را از پیش گرفته بود.

پس از سر کار آمدن بختیار فرصتی بی نظیر برای بازگشت آرامش و دموکراسی به ایران داده شد اما وعده های خمینی بسیار فریبکارانه تر از آن بود که میهن دوستی و روراستی بختیار بتواند مردم را به آرامش فرا بخواند. بختیار می خواست همان مشروطه  و آزادیی که مردم بدنبالش یودند را بایشان بدهد ولی مردم دیگر بدنبال نفت سر سفره و آب و برق مجانی بودند ، نه آزادی!

پس از سر کار آمدن بختیار فرصتی بی نظیر برای بازگشت آرامش و دموکراسی به ایران داده شد اما وعده های خمینی بسیار فریبکارانه تر از آن بود که میهن دوستی و روراستی بختیار بتواند مردم را به آرامش فرا بخواند. بختیار می خواست همان مشروطه  و آزادیی که مردم بدنبالش یودند را بایشان بدهد ولی مردم دیگر بدنبال نفت سر سفره و آب و برق مجانی بودند ، نه آزادی!

نفت ما !

اول می گفتیم که “نفت ما” را انگلیس و امریکا می برند، بعد می گفتیم که شاه می دزدد. بعدها می گفتیم رفسنجانی ؛ بعدش هم غزه و لبنان بردند!  این نفت ما گویی مال همه هست ولی نفت ما نیست! براستی هم چرا بجای کار و تلاش و ارتقای علمی و اقتصادی کشور، همانند گدایان دوران قاجار بدنبال سهمی از در آمد کشوریم. سهمی که شاید مستحقش هم نباشیم!.

این بی عرضگی و بی موالاتی ما در ۳۶ سال گذشته با مقایسه ایران و ترکیه، ایران و امارات و ایران با قطر مشخص می شود. مخصوصاً قطر که در سالهای اخیر با سرعت سرسام آوری منابع گازی و نفتی مشترک با ایران را برداشت می کند و پولش را نیز بعنوان ذخیره نگه داشته است.

از نظر ذخیره ی ارزی قطر ، کویت و دیگر همسایگان ایران بسیار بالا هستند. اگر ذخیره مردمان این کشورها را با مردم ایران که ۴۵ تا ۶۰ درسد زیر خط فقرند مقایسه نماییم متوجه می شویم که ” نفت ما” وجود ندارد و هرچه ست فقط “نفت آنها ” است!

اکنون ما مردمان قاجاریم !

آیا پس از ۱۰۰ سال روشنگری افرادی چونآخوندزاده ، حکمی زاده ، کسروی  و فداکاری و کشته شدن بسیاری از آزادی خواهان، مردم ایران به ارزش آزادی پی برده اند؟. یا اینکه در دوری باطل به آغاز عهد ناصری بازگشته اند؟. یا اینکه ایشان به لقمه نانی در استبداد هم رضایت می دهند؟. بررسی تاریخ ۳۷ سال گذشته انقلاب نشان داده است که ما مردم قاجاریم! اگرچه استر و الاغ جایش را به بنز و  تویو تا داده است، اگرچه بسیاری از ما دیگر در خانه های گلی نیستیم و به برجهای دهها طبقه منتقل شده ایم ولی افکارمان همان افکار مردم قاجار و شاید عقب تر است!.

مردمی که پس از توافق هسته ای به امید باز شدن درهای چپاول نفت و  بدست آوردن نانی مفت از فروش نفت ابراز خوشحالی کردند و در خیابانهای تهران پیروزمندانه و فاتحانه جشن گرفتند!. گویی که خاکهای از دست رفته ایران بازستانده شده است! گویی ایران به یک پیروزی بزرگ رسیده است!.

جشن و سروری قابل قیاس با جشن آزادسازی خرمشهر!. براستی ما مردم قاجاریم! با همان اخلاق و با همان فرصت طلبی. شغال الدوله کم نیست در دربار شیخ علی! شغال الدوله هایی که سیر می شوند از پر خوری ولی با  انگشت در حلق کردن و استفراغ، باز هم می خواهند بخورند! این است تمدن قاجار!. ملتی که جز به خوردن -به هر قیمتی – به چیز دیگر نمی اندیشد. خوردن به بهای از دست دادن آبرو! خوردن به بهای عقب ماندن از قافله جهان و از همه مهم تر ما بهای گزاف را بخاطر فرصت طلبی خود پرداختیم : ” بهای استبداد ”

ما استبداد را خود خواستیم!

نه تنها ما خود استبداد را خواسته ایم بلکه همواره   گروهی بوده و هستند که به شعور خود و دیگران شک دارند و ناله سر می دهند که ملت ایران بدون استبداد هرگز راه بجایی نمی برد! فقط این  استبداد فعلی بد است و استبداد دیگری هست که خوب است!

خمینی را چون خدا می پرستید؟ این همه اعدام و کشتار و اشتباهات فاحش در جنگ را نمی بینید؟ اگر چوب خشک را بجای خمینی می پرستیدید ضررش کمتر بود ای ملت منتظر موسوی و دوران طلایی امام!

استبداد خوب نداریم! کار و فعالیت خادمین ملت باید با نظارت قانون باشد وهیچ کس بالاتر از قانون نیست. اینکه حاکمان مستبد ، حکومت خود را به خدا متصل می نمایند و آنرا الهی می دانند، خود نشانه این است که ایشان می خواهند فرا قانونی عمل کنند.  نوع حکومت هرچه باشد، احترام به حقوق برابر همه ی افراد در برابر قانون یک اصل است. دعوای بیهوده بر سر حقانیت جمهوری و یا مشروطه تا ژمان پایداری جمهوری اسلامی بی معنیست. بجای دعوای بر سر حقانیت رژیم فرضی آینده  گروههای مختلف از سیاسی و مذهبی و قومیتی باید به این تفاهم برسند که ادامه رژیم جمهوری اسلامی راه به قهقرا و دوری باطل است.

چرا ادامه  رژیم جمهوری اسلامی  قهقرا و دوری باطل است؟

این رژیم خود را الهی می  داند؛ خود را وارث امام زمان میداند ؛  ولایت مطلقه و مستبده ی فقیه راه بجایی جز جیب مبارک آخوند ندارد. قانون از آقا پایین تر است و مردمان را شایند به پرسش از فساد و ضایع شدن حقوقشان نیست. هر کس با ولی فقیه مخالفت کند گویی که با خدا مخالف است. این رژیم حتی منافع ملی را که اصل تشکیل حکومت برای حفظ و ارتقای آنهاست را زیر پا گذاشته است و بجای آن بدنبال هوا و هوس جهان اسلام متحد است. برای ایجاد جهان اسلام  با سلیقه آخوند حاضر شده است که پول ملت ایران را در اقصی نقاط جهان هزینه کند. میلیاردها دلار در گوشه گوشه جهان هزینه کرده است به گمان اینکه می تواند به وحدت اسلامی برسد آن هم با ایجاد هلال شیعی و قدرت نمایی در برابر همسایگان عرب.

از بین بردن هویت ایرانی بخاط هویت جعلی اسلامی

همانطور که در گذشته بارها گفتیم چیزی بنام تمدن اسلامی نداریم و هرچه بوده برخورد دو تمدن رومی-یونانی با ایرانی-هندی از طرف دیگر است. تمدنی در قرآن نیست. مدنیتی هم در مدینه نبود و مسجد پیغمبر یک کپر بود. بلافاصله پس از مرگ محمد بیشتر قبایل عرب از اسلام برگشتند و این ابوبکر را وادار کرد که دوباره به کشتار بپردازد تا اسلام باشمشیر حفظ شود! امروز هم شمشیر اسلام همچنان به خون آغشته است.  اما بغیر از شمشیر کشتار اسلام ، آخوند شمشیر زبان هم دارد، زبانی که شاید برنده تر از شمشیر علی و عمر بوده است؛ چرا که  با روضه خوانی و مغز شویی عوام هویت و فرهنگ ایشان را مورد هجوم قرار داده اند و با اینکار  سخت ترین کشتار را انجام داده اند؛ کشتار هویت.

کشتار هویت ایرانی  همان چیزی است که آخوندها و آخوند نماها همواره انجام داده اند. چه با لباس آخوند چون مطهری و چه با هیأت کت و کراوات مانند بازرگان و شریعتی! اینها مستقیما به مردم می گویند که :هویت شما ملی-مذهبی است و دلیلی هم که می آورده اند این بود که دین با فرهنگ ما تنیده شده است. این در حالیست که فرهنگ ایرانی دین اسلام را کلاً از آنچه محمد می گفت جدا کرده است. فرهنگ ایرانی تشیع را آفریده که اگر رو راست باشیم یک انحراف از متن قرآن است.

میلیاردها دبلر در 36 سال گذشته به اعراب کشورهای اطراف و مسلمانان دیگر مانند بنگلادش و پاکستان داده شده است، تا مثلاً  بتوانند خکومت اسلامی را صادر کنند! اما مایه خجالت است که در کنفرانس مثلاً"وحدت اسلامی" شیعه و سنی حتی حاضر نشدند در یک صف نماز بخوانند و جدا خواندند!

بنابر این هویت مذهبی شیعی هم ریشه ایرانی دارد و به همین دلیل است که اعراب منطقه آن را بر نمی تابند و در یمن و بحرین و سوریه سعی در پایان دادن به رشد هلال شیعی دارند. آنها می دانند که شیعه با هویت ایرانی است و بخوبی متوجه خطر  تغییر همویت اسلام در منطقه شده اند.

از طرف دیگر آخوند به هر بهایی می خواهد این هویت جعلی که شتر گاو پلنگ است را به کرسی برساند. از طرفی به ولایت خدا  اعتقاد دارد و از طرفی از قبر امامان ارتزاق می نماید!  تمام تلاش آخوند به دو قسمت قابل تقسیم است :

۱)  نفی هویت ایرانی مردم ایران برای پیوند دادن آنها با اعراب و دیگر مسلمانان با تبلیغ و دروغ پردازی در داخل.

۲) نفی هویت غیر اسلامی و شرک آمیز تشیع و سعی در همرا شدن با گروههای آزادی خواه سنی و شیعه برای بدست آوردن طرفداران در خارج.

همه چیزمان به هم می آید

ایران کشور اختلاف و تناقض شده است و بقول مرحوم حجازی : همه چیزمان به هم می آید! براستی این مردم تا کی می خواهند بامید رفتن ملا بنشینند؟. آخوند تا کی بامید ایجاد حکومت  متحد اسلامی خیالی در کل منطقه خواهد نشست؟. کی آخوندخواهد فهمید که هویت اسلامی تشیع، ایرانی است و  اهل تسنن آنرا نمی پذیرند؟. کی آخوند خواهد فهمید که اعراب هرگز راضی نمی شوند منطقه بوسیله مذهب تشیع اداره شود و پافشاری بر هلال شیعی فقط به درگیری می انجامد؟.

در این بی نظمی داخلی و خارجی این مردم بیچاره و مفلوکند که متضرر شده اند. وگرنه جیب آخوند از همیشه پر تر است و تا ۷ نسلش هم سیر خواهند ماند! رشوه و دزدیهای خرده تا کلان همه جای کشور را مانند گیاه انگلی سس دچار سستی و کاستی نموده است. کژی و بی تدبیری این آخوند برای ملت است و تدبیر و امیدش برای جیب مبارک!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s