علاقه خامنه ای به روسیه، باعث می شود خودش را سانسور کند

صحبت های امروز آیت الله خامنه ای در مراسم سالمگرد آیت الله خمینی، اولین واکنش او به مذاکرات هسته ای است اما به نظر من نکات حاشیه ای دیگری هم دارد.

مثلا اینکه رهبر جمهوری اسلامی آنقدر به حوادت انتخابات سال ۸۸ فکر می کند که وقتی هیجان انگیز می خواهد یادش کند، می گوید همین انتخابات دو سال پیش!

اما نکته قابل توجه دیگر، خودسانسوری آیت الله خامنه ای درباره روسیه است. بالاخره ایشان نباید رفقای روس را ناراحت کند.

ما در این دویست سال، یک دوران تاریکِ ذلت را از سر گذراندیم. نشانه‌هاى این ذلت، زیاد است. ما در تمام این دوران، در حوزه‌ى سیاست، یک ملت منزوى بودیم؛ در فعل و انفعالات منطقه‌ى خودمان – چه برسد به فعل و انفعالات جهان – هیچ تأثیرى نداشتیم. در این دوران دویست ساله، استعمار به وجود آمد. دولتهاى مستعمر از اقصى‌ نقاط عالم به منطقه‌ى ما آمدند؛ کشورهائى را گرفتند، ملتهائى را اسیر کردند، منابع ثروت ملتها را غارت کردند. در این دویست سال، دولت ایران و ملت ایران، بى‌خبر و غافل، به حوادث نگاه میکردند؛ حتّى شاید از حوادث مطلع هم نمیشدند، چه برسد به اینکه بخواهند در آن حوادث دخالت کنند و تأثیر بگذارند…..

در همین دورانِ دویست ساله است که معاهده‌ى ذلتبار ترکمانچاى و قبل از آن، معاهده‌ى گلستان اتفاق افتاد؛ هفده شهر قفقاز را از ایران جدا کردند.در همین دورانِ دویست ساله بود که آمدند بوشهر ما را اشغال کردند، بدون کمترین مقاومتى از سوى دولت و دولتى‌ها.

در همین دوران بود که یک دولت بیگانه آمد در قزوین اردوى نظامى زد و دولت مرکزى تهران را تهدید کرد که باید فلان کار را بکنید، فلان اقدام را بکنید، فلان کس را بیرون کنید، والّا به تهران حمله میکنند. یعنى تا قزوین جلو آمدند، تهران را تهدید کردند، دولت مرکزى در تهران به خود میلرزیدند. اگر شخصیتهاى نادرى در این میان نبودند، قطعاً تسلیم اولتیماتوم آن دولت بیگانه میشدند.

در همین دوران بود که دولت انگلیس آمد حکومت پهلوى‌ها را در ایران به وجود آورد؛ رضاخان را انتخاب کردند، از یک مرکز فرودستى او را بالا کشیدند، به سلطنت کشور رساندند و سلطنت او را در کشور به صورت یک قانون درآوردند و همه‌ى امور را به دست او دادند و او هم در مشت خودشان و در اختیار خودشان بود.

در همین دوران بود که قرارداد ننگین ۱۲۹۹ – ۱۹۱۹ میلادى – اتفاق افتاد؛ که بر طبق این قرارداد، اقتصاد کشور به دست بیگانه مى‌افتاد و سیاست کشور و اقتصاد کشور یکباره در اختیار دشمنان ایران قرار میگرفت.

در همین دوران بود که رئیس سه کشور – که متحدین جنگ بودند – به تهران آمدند و بدون اینکه از دولت اجازه بگیرند، بدون اینکه به دولت مرکزى کمترین اعتنائى بکنند، در اینجا جلسه تشکیل دادند. روزولت، چرچیل و استالین به میل خودشان به تهران آمدند و جلسه تشکیل دادند؛ نه از کسى اجازه گرفتند، نه گذرنامه‌اى نشان دادند. محمدرضا که آن روز پادشاه ایران بود، مورد اعتناى اینها قرار نگرفت؛ آنها به دیدن او نرفتند، او به دیدن آنها رفت؛ وارد اتاق شد، برایش بلند نشدند، اعتنا نکردند! ببینید ذلت یک دولت مرکزى که سرریز میشود بر روى مردم، تا کجاها منتهى میشود؟ این، مال دوران دویست ساله‌ى ماست.

آیت الله خامنه ای خیلی دوست دارد اشراف اش را بر تاریخ نشان دهد اما مگر می شود درباره ظلم ها به ملت ایران در دو قرن اخیر حرف زد و از روسیه حرف نزد.

متن بالا را بخوانید. اشاره به ترکمنچای و گلستان کرده است و حتی به ماجرای حضور روسیه در نزدیکی تهران اشاره می کند اما می گوید «یک دولت بیگانه».

ماجرای اولتیماتوم روسیه به ایران در سال ۱۲۹۰، یک از همان ذلت هایی ست که آیت الله خامنه ای دوست داشت بگوید اما حیف، که برای ناراحت نشدن برادران روس، خودسانسوری کرد و اسمی نبرد.

مورگان شوستر، برای اصلاح مالیه به استخدام دولت ایران در آمد اما روسیه و انگلیس مخالف بودند. سرانجام این شد که روسها با لشگر شان تا قزوین آمدند. البته در نهایت هم ایران پذیرفت و شوستر اخراج شد.

به نظر تان چرا آیت الله خامنه ای وقتی می خواهد ذلت های ایران را بگوید، از بریتانیاو  آمریکا می گوید اما از روسیه ، با نام  «یک دولت بیگانه» یاد می کند؟

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s